محمد مهدى ملايرى

79

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

از خط پهلوى نيست . بنابراين در تفسير روايت ابن مقفع پهلوى را به‌جاى فارسى گذاردن ، چنان كه برخى از محققان كرده‌اند « 1 » هم دور از احتياط و هم تحميلى ناروا بر عبارت ابن مقفع و ابن نديم است ، گذشته از اين‌كه در همين فهرست خطهائى ذكر شده كه در عرف زبان‌شناسان معاصر هم پهلوى خوانده نمىشوند مانند دين دبيره كه امروز خط اوستائى خوانده مىشود نه پهلوى . در ترجمه كتاب زهرها از هندى به فارسى براى يحيى برمكى كه ذكر آن گذشت نيز سخن از خط فارسى است . ابن نديم هم در ذكر خط مانوى زير عنوان « الكلام على القلم المنانى » از خط فارسى سخن گفته . « 2 » در دوران اسلامى با تغيير خط فارسى به خط اسلامى مشكلات ديگرى بر آنچه از قديم بود در راه شناختن خط و زبان ايران افزوده گشت . ايهامى بيش از گذشته بر اين مبحث سايه افكند و مسأله تغيير خط هم با مسأله تغيير زبان درهم آميخت . از آنچه دربارهء فارسى سريانى گذشت مىتوان به اين امر هم پىبرد كه در ايران از قديم فارسى را به خطهاى ديگر نوشتن امرى نامأنوس و غير عادى نبوده و ظاهرا در قلمرو گستردهء زبان فارسى پيروان هر مذهبى كه از خود خطى داشته‌اند فارسى را با همان خط مىنوشته‌اند . مردم ماورا النهر و سمرقند با خط مانوى « 3 » كه مكاتبه با آن براى ايشان آسان‌تر بوده يهوديان با خط عبرى نسطوريان و سريانيان با خط سريانى و مانويان با خط مانوى . بنابراين طبيعى بوده

--> - وجود داشته و وى آنها را ديده و نمونه‌اى هم از هريك از آنها در الفهرست آورده و دو خط ديگر را ابن نديم نديده و نمىشناخته ( الفهرست ، ص 13 و 14 ) . ( 1 ) . شادروان بهار پس از ذكر روايت ابن مقفع دربارهء خطها گويد : « چنان كه ملاحظه شد در آغاز خطوط پهلوى را هفت دانسته و در شرح آن هشت آورده » - سبك‌شناسى ، ج 1 ، ص 77 - 78 . ( 2 ) . « الخط المنانى مستخرج من الفارسى و السوريانى استخرجه مانى كما ان المذهب مركب من المجوسيه و النصرانيه . . . » . ( الفهرست ، ص 17 ) ( 3 ) . ابن نديم دربارهء خط مانوى زير عنوان الكلام على القلم المنانى ، گويد « و بهذا القلم يكتبون انا جيلهم و كتب شرانعهم . و اهل ماوراء النهر و سمرقند بهذا القلم يكتبون كتب الدين و يسمّى ثم قلم الدين . . . » - ( الفهرست ، ص 17 ) .